حکایت بهلول و حمام

روزی بهلول به حمام رفت و دلاکان آنگونه که شایسته و بایسته بود او را کیسه نکشیدند.اما بهلول هنگام خروج بسیار بیش از آنچه باید درم پرداخت کرد و برفت و این باعث شد که دلاکان به فکر فرو روند و از کرده خود پشیمان گردند.گذشت و هفت روز دگر باز بهلول به حمام رفت و دلاکان این بار برای وی سنگ تمام گذاشتند،ولی این بار بهلول کمتر از آنچه باید درم پرداخت.دلاکان که متعجب شده بودند،سبب را جویا شدند و بهلول به ایشان گفت،مزد امروز را هفته پیش پرداختم و مزد آن روز را امروز می پردازم تا شما باشید که دیگر برای مشتری کم نگذارید.

error: Content is protected !!